بدرود...
حرفهای ما هنوز ناتمام...
تانگاه می کنی:
وقت رفتن است
باز هم همان حکایت همیشگی!
پیش از آن که با خبرشوی
لحظه ی عزیمت تو ناگزیر می شود
آی...
ای دریغ و حسرت همیشگی!
ناگهان چقدر زود،
دیر می شود!
قیصر امینپور
+ نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم تیر 1385ساعت   توسط گل آفتابگردان

